خرید بک لینک

1 بزم سرور و شور و شادی نیستم     سوز و ساز سینه را گاهی نگارش می کنم

درد دل را نیست درمان و علاج و مرهمی    لیک درد خویش را در دل گـزارش می کنـم

آتشی در سینه ام گاهی زبانه مـی کشد   ترنُّـم هــای  شعـر آن را نـوازش مـی کنـم

گاه شوقم می رود تا ساحل دریای دوست   گاه با طوفان غم ها،صلح و سازش می کنم

1359


برچسبها: اشعار
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۰ساعت 15:57&nbsp توسط غلامرضا رضاییان کوچی  | 

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 3:11

صفحه بندی