1 بزم سرور و شور و شادی نیستم سوز و ساز سینه را گاهی نگارش می کنم
درد دل را نیست درمان و علاج و مرهمی لیک درد خویش را در دل گـزارش می کنـم
آتشی در سینه ام گاهی زبانه مـی کشد ترنُّـم هــای شعـر آن را نـوازش مـی کنـم
گاه شوقم می رود تا ساحل دریای دوست گاه با طوفان غم ها،صلح و سازش می کنم
1359
برچسب:
نویسنده: آبتین سلطانی