خرید بک لینک

چيست 1 عشاير؟جلوه اي ازدين اوست عشق و ايمان و شهادت، سادگي آيين اوست

قلبشان سرچشمه ي ايثارو اخلاص و صفاست بلكه درياي گُهر خيز جمال كبريا ست

استقـامت را ز كــوهِ سر فـراز آمـوختنــد پاكـي از بـرف و نسيـتم دلنـواز آموختنـد

بذل و بخشش را ز گـوهرهاي باران بهــار ســربلنـدي از ستيــغ استـوار كــوهسـار

سخت گام و تندخون وچابك و مهمان نواز سخت كوش و بردبار و مؤمـن و اهل نماز

مالكِ مردانگي و صولت و قَهـر و غُرور مهربان و قـانع و بخشنده و پاك و صبور

همدم اسب و“سه قاب ومَوزَر”ودشت وشكار گيـوه ي آباده ای، دُربيـن روسيّ و قطار

در زمـان ظلم دولت ياغي و سركش شدند در هجوم اجنبي كوبنده چون آتش شدند

پادشـاه مطلق كـوه و كَـمر ، دشت و دَمَن چشمه سار وجنگل وگلزار و بستان و چمن

گاه در ييــلاقِ سـر سبـز و دل انگيـز بهـار گاه در قشـلاق و باران لطيـف چـارچـار

همرَهِ كــوچ و نَـواي دلپذيـر كـوچـران گوسفند واسب واشتر،بانگ وغوغاي شبان

نكته اي هـم از زنان شيردل عُنـوان كنـم بلكه حقّ بانوان، با اين سخن جبران كنم

زن به معنـاي حقيقت در عشاير« زن » بود در شجاعت پرتوان و مرد و شيرافكن بود

در ره كار و تلاش و كسب اسباب معـاش پا به پاي مرد در توليد یا کسب و تــلاش

خودنمايي،مدپرستي نيست درفرهنگ او گوهرناب هنـر مي بارد از هـر چنگ او

در امـور زندگي و خانه و فرزنـد و يـار زن بُود شالوده ي گشت و قـرار روزگار

در عشاير رَه ندارد نقشه و فرهنـگ غرب مـي ستيزد دائمـاً با سُلطـه و نيرنگ غرب

سرفـراز و تحت فرمـان و لواي انقـلاب جـان نثـار آرمـان و پيشــواي انـقــلاب

هرچه گوييم ازعشايرعاقبت كم گفته ايم ما زِيك دريا فقط يك قطره شبنم گفته ايم

نيست درخورد«رضايي»عالمي در شعرگفتن دُرِّ فرهنگ عشاير همچـو مـرواريد سفتن

یاد ایل، ص 154


برچسبها: فرهنگ, عشایر

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶ساعت 12:10&nbsp توسط غلامرضا رضاییان کوچی |

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 6:19

صفحه بندی