پـس از کـوچ پرستــوهـا نـدیدم پرستــویی عقب، جا مـانده باشــد
تو و سـَر دستــه ی ایـل پرستــو چــرا در یُـرد ، تنهــا مانــده باشد؟
چـــرا در انتظـــار رد پــایــت دو چشمم مــات گل هــا مانده باشــد
گــذر از حلقه ی رنگین کمـان کـن کــه بی تو ایلت از پا مانــده باشـد
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۶ساعت 22:35  توسط غلامرضا رضاییان کوچی |
برچسب:
نویسنده: آبتین سلطانی