خرید بک لینک

چرخ روزگاراز چه شـد وارونه چـرخ روزگار   چـرخش آن نیست بر وفق مـدارنیست بـر کـام و نسـازد  با کسـی   روزگـاری تلـخ تر از زهـر مــارحِرص و بی رحمی شده رسم بشر   دردهـایی هـم ، به جَبـر و اختیاررنج تحریم  و گـرانی یک طـرف    بیشتـر مـی آورد  بــر مـا فشــاریک طرف زلـزله  و سیـل مَخوف    یک طرف هم کُرونای زنده خواراز قضــا شــد آفت بی چـارگان    نیست دیــگر  حامیــان  پایــدارچـاره ی دردِ همــه  بیچارگـان     می شـود از چـه به ناگـه  احتکارکَـم شـده  همیـاری و دلبستـگی     همــدلی دیــگر نـدارد اعتبــاربهـر کسب ثروتـی انبــوه و بیش     احتـکار از چه کنـد  سرمایه دار؟هـر چه کِشتی  بِدرَوی ای آدمی     بهـره ی نیـک و بَـدَت پایان کارگفته سعـدی کـه  بنـی آدم همه    هست عضو یک تن  و از یک تبار،بایـد از ایـن اُمَّت  سـازش پـذیر    کـرد  یـاری  بـا کمــال افتخـارآن کـه دارد استطـاعت، در بـلا،    همتـی بــایـد  نمــایند پایــدارحـامیان  بایـد همـه یاری کننـد    تا  شــود  اوضــاع ملّت استــوارفـی سبیـل الله  همیــاری کنیـم    تا بمانــد  نامــی از مــا  یادگـار«نام  نیکــو گــر بمـاند ز آدمِـی    بِه کَـز او مـاند  سـرای زرنـگار»س.8/12/98 + نوشته شده در  جمعه دهم بهمن ۱۳۹۹ساعت 16:41&nbsp توسط غلامرضادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 4:35

شاعر بزم سرور و شور و شادی نیستم     سوز و ساز سینه را گاهی نگارش می کنمدرد دل را نیست درمان و علاج و مرهمی    لیک درد خویش را در دل گـزارش می کنـمآتشی در سینه ام گاهی زبانه مـی کشد   ترنُّـم هــای  شعـر آن را نـوازش مـی کنـمگاه شوقم می رود تا ساحل دریای دوست   گاه با طوفان غم ها،صلح و سازش می کنم1359برچسبها: اشعار + نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۰ساعت 15:57&nbsp توسط غلامرضا رضاییان کوچی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 3:11

کدامین جمعه می آیی،نمی دانم ولیکن چشم در راه تو می مانم صبــوری می کنــم در انتظــارِ تـو به حُکـم آیه ها و دین و ایمانم من از جنگ وجفاهایی که می بینم به حـق امت مظلوم، پربشانم به وقتِ آن ، سـر از پرده بـرون آور ببین ناحق، اسیر بند و زندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:04

دو سه روزه دگرگون گشته حالم پریشـون در پریشون گشتـه حالم نمُـنده در دلـم شـور و سـروری چرا یک باره داغـون گشته حالم دگـر شـور بهـاری در دلم نیست بهـار است و زمستـون گشته حالم چـه بی پروا رهـا کـرده تنـم را چنان مجنون ولامون گشته حالمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:04

چرخ روزگار از چه شـد وارونه چـرخ روزگار چـرخش آن نیست بر وفق مـدار نیست بـر کـام و نسـازد با کسـی روزگـاری تلـخ تر از زهـر مــار حِرص و بی رحمی شده رسم بشر دردهـایی هـم،به جَبـر و اختیار رنج تحریم و گـرانی یک طـرف بیشتـر مـی آورد بــر مـادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:04

سردار سلیمانی! سـردار اگـر رفته، ایـران همـه سردارند در حمـله ی خفاشـان آمـاده و بیـدارند سرداری اگـر کَم شـد از لشـکر سرداران ایـن اُمّت حـزب الله،آمـاده و سـردارند پرواز سلیمانی بی بهره و حکمت نیست یک ایل ، سلیمانی در اُمت خـود دارند یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:04

(پرستار) همیشه جـان به کف دارد ، پرستار کننـد جـان را فـدای جان بیمـار همیشــه با اجـل درگیـر هستنـد بســی فعــال هـر روز و شب تـار ندیده مــاه ها ، فـرزند خــود را به خدمت کرده جان خویش، ایثار فـراق خـانه و فرزنــد و همســر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:04

«آزاده صفت»بــار خــود  را بِبَــر و  منـت حمّــال نــکش --- مـــال را خــود بخــر و  منـت دلال نــکشاز مناعت پیشگی شخص بر افلاک رسـد --- بهــر قَــرض و نسیــه منّـت بقّــال نــکشبــاش آزاده صفــت ، پیــرو احــکام خـــدا --- خِـذلت و حرص بسـوز و هوس مال نکشفــال با جمــع نُخـود کار به جــایی نبــرد --- خـویشتن را به خطـا به دام اغفــال نکش فـال مکتــوب کـسی به هیــکل آویز نکن --- فکر اعجــاز مکن ســایه  به دنبــال نکشعقل گــوید همــه از واسطه پرهیز بــکن --- ره گشایت که خداست ذلت رمّال نـکشآن چه باید بشود،می شود و حـرص نزن --- جمع دعوات نخوان، سبحه نجو فال نکشدیده ات را بگشــا و کـج و بی راهه  نـرو --- نا خــود آگــاه ، زمــام خــر دجّــال نــکش۴ بهمن ۹۶برچسبها: شعر, آزاده صفت, تصنیف, غزل+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۶ساعت 12:22&nbsp توسط غلامرضا رضاییان کوچی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:24

کشتــی نـوح دلـــم را آتــش و طوفــان گــرفت شعـله ها و مـوج آتش خیمه زد، بنیـان گرفت سرنشینان؛ غـرق و در امــواج شعله پر زدند در تکاپـوی نجــات خـود به هـر سـو در زدنــد پای ناجـی ، آسمــان و راه دریــا ، دسـت هـا بسته بود و سوختند« سوچی » نشین و ناخدا آتش و دود و حرارت از همـه سـو سر کشیــد مرغ های تشنه را چـون اژدهــا در بر کشیــد شـد سیه پوش و عــزادار ملت ایران زمیـن از خــزر تا ســاحــل گـــرم خلیــج نازنیـــن سوخت جـان و دلم از داغی بزرگ و آتشیـن داغ جانسوز جوانان گل و «سوچی» نشین آه از از آن دیــدگان منتـظــر مــانده بـه راه آه از آن خاندان داغـدار یوسف گُـم کرده،آه بار الهــا ! صبـر ایوبی عنایت کـن ، جمیــل بر مصیبت دیدگان ، آرامش و اجـری جزیل اشک می بارد «رضایی»هم نوای دیگران ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت: 15:29

« خلیـج همیشه فـارس» اگـر چـه دشمـن ایران اسیـر جهـل و نادانی است ولی تاریخ می گوید: « خلیـج فـارس» ایرانی است اگــر تهـدیـد بنمــاید و گــر چشـم طمــع دارد جواب تلـخ تهدیدش شکستی سخت و ویرانی است خلیـج فـارس ، مـی مـاند زُمُـرُد گـونه و جوشـان چو دارد ریشه در تاریخ ، تا دنیا ست ، طوفانی است برو اَی دشمـن خـون خـوار و نـادان ، ابلـه تاریخ تمنــای خلیـج فـارس از تــو عمـق نادانـی است بیــا تا طعمـه ی شیــران دریا دل شــوی ،آنــی سـزایت آتـش خشــم سلحشــوران ایرانــی است اگـر یک موشـک ایران رهـا شد در دفاع از خود دگر خواب خوش دشمـن بسی کابـوس و بحرانی است اگـر فتــوا شـود امضــا ، بسیجی هـم کَمــر بندد بلایِ سُلطــه و ختـم دخـالت های شیطــانی است خلیـج فارس ، ایرانی است و عمـری جاودان دارد ولـی پایان استـکبار و ظلـم و کفـر ، هم فانی است یزد.9خرداد96 برچسبها: خلیج فارس, دشمن+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶ساعت 12:32 توسط غلامرضا رضاییان کوچی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 10:29

چيست فرهنگ عشاير؟جلوه اي ازدين اوست عشق و ايمان و شهادت، سادگي آيين اوست قلبشان سرچشمه ي ايثارو اخلاص و صفاست بلكه درياي گُهر خيز جمال كبريا ست استقـامت را ز كــوهِ سر فـراز آمـوختنــد پاكـي از بـرف و نسيـتم دلنـواز آموختنـد بذل و بخشش را ز گـوهرهاي باران بهــار ســربلنـدي از ستيــغ استـوار كــوهسـار سخت گام و تندخون وچابك و مهمان نواز سخت كوش و بردبار و مؤمـن و اهل نماز مالكِ مردانگي و صولت و قَهـر و غُرور مهربان و قـانع و بخشنده و پاك و صبور همدم اسب و“سه قاب ومَوزَر”ودشت وشكار گيـوه ي آباده ای، دُربيـن روسيّ و قطار در زمـان ظلم دولت ياغي و سركش شدند در هجوم اجنبي كوبنده چون آتش شدند پادشـاه مطلق كـوه و كَـمر ، دشت و دَمَن چشمه سار وجنگل وگلزار و بستان و چمن گاه در ييــلاقِ سـر سبـز و دل انگيـز بهـار گاه در قشـلاق و باران لطيـف چـارچـار همرَهِ كــوچ و نَـواي دلپذيـر كـوچـران گوسفند واسب واشتر،بانگ وغوغاي شبان نكته اي هـم از زنان شيردل عُنـوان كنـم بلكه حقّ بانوان، با اين سخن جبران كنم زن به معنـاي حقيقت در عشاير« زن » بود در شجاعت پرتوان و مرد و شيرافكن بود در ره كار و تلاش و كسب اسباب معـاش پا به پاي مرد در توليد یا کسب و تــلاش خودنمايي،مدپرستي نيست درفرهنگ او گوهرناب هنـر مي بارد از هـر چنگ او در امـور زندگي و خانه و فرزنـد و يـار زنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 6:19

« خلیـج همیشه فـارس» اگـر چـه دشمـن ایران اسیـر جهـل و نادانی است ولی تاریخ می گوید: « خلیـج فـارس» ایرانی است اگــر تهـدیـد بنمــاید و گــر چشـم طمــع دارد جواب تلـخ تهدیدش شکستی سخت و ویرانی است خلیـج فـارس ، مـی مـاند زُمُـرُد گـونه و جوشـان چو دارد ریشه در تاریخ ، تا دنیا ست ، طوفانی است برو اَی دشمـن خـون خـوار و نـادان ، ابلـه تاریخ تمنــای خلیـج فـارس از تــو عمـق نادانـی است بیــا تا طعمـه ی شیــران دریا دل شــوی ،آنــی سـزایت آتـش خشــم سلحشــوران ایرانــی است اگـر یک موشـک ایران رهـا شد در دفاع از خود دگر خواب خوش دشمـن بسی کابـوس و بحرانی است اگـر فتــوا شـود امضــا ، بسیجی هـم کَمــر بندد بلایِ سُلطــه و ختـم دخـالت های شیطــانی است خلیـج فارس ، ایرانی است و عمـری جاودان دارد ولـی پایان استـکبار و ظلـم و کفـر ، هم فانی است یزد.9خرداد96برچسبها: خلیج فارس, دشمن + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶ساعت 12:32&nbsp توسط غلامرضا رضاییان کوچی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 6:19

@چار آبان@ -------------------نهــــال عمـــر مــن از پا در افتـــادبرید دل، از جهــان در بستر افتــادپس از یک عمر درد و رنج و حرمانمصیبــت بر دل ایــن مضطـر افتــاد ***کبــوتر پَــر کشیــد از بام مــن رفتانیـــس قـــلب نــا آرام مـــن رفـــتالهـــادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: جمعه 26 آبان 1396 ساعت: 0:56

زلزله زخــم ، بسیــار اسـت جـــانا ، مـــرهمــی درد ، جـان ســوز است ، یاران همـدمـیتسلیـــت، انبـــار ، انبـــار اســت و بـــس همتـــــی ، درمــــان درد ، حتــــی کمـــیکـودکان، پیــر و جــوان، در زیـر آوار بـلا چاره ی دردش نباشد آهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: جمعه 26 آبان 1396 ساعت: 0:56

پـس از کـوچ پرستــوهـا نـدیدم پرستــویی عقب، جا مـانده باشــد تو و سـَر دستــه ی ایـل پرستــو چــرا در یُـرد ، تنهــا مانــده باشد؟ چـــرا در انتظـــار رد پــایــت دو چشمم مــات گل هــا مانده باشــدگــذر از حلقه ی رنگین کمـان کـن کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین سلطانی تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 14:16

صفحه بندی